سلام
حدود یک سال می شود که وقت نکرده ام سراغ وبلاگ قدیمی ام(انتقاد...) بروم ،ناگفته نماند که آن وبلاگ ،گاه نوشته های دبیر سیاسی انجمن اسلامی (مستقل) بود و اکنون حقیردیگر دبیر سیاسی آن انجمن نیستم، هر چند که در طی یکسال فعالیت های سیاسی ام منقطع نبوده اند اما به جهت ماراتون طاقت فرسای آزمون کارشناسی ارشد عملا فرصت برخی فعالیت های جانبی مانند وب لاگ نویسی عملا فراهم نبود. البته عنایت به این نکته حایز اهمیت است که گهگاهی مطالبی هر چند پراکنده می نوشتم که به دلایلی یا خودم مزاج انتشار نداشتم یا آنکه متولیان امر درمواردی جرات انتشار نداشتند مانندمقاله " تبیین استراتژی کیهان در مواجهه با نامه دکتر محسن رضایی" که در آنجا به واکاوی سرمقاله توهین آمیز آقای شریعتمداری به دکتر رضایی پرداخته بودم که از سوی خبرگزاری محترم تابناک منتشر نشد!!! (البته در آینده شاید آنرا روی وبلاگم بگذارم)
آنچه گفته شد توام باتصنیف مهیب کج فهمی از نوشته هایم و دلایلی دیگر که مجال آن نیست همه وهمه حایلی شد برای عدم انتشار گاه نوشته های حقیر. اما گذار بر محکمه وجدان حکم ننوشتن را حرام اعلام کرد !!! به پیشنهاد پدر فاضل و بزرگوارم تصمیم بر انتشار یک هفته نامه و شاید روزنامه استانی گرفتم که هنوز در حد تئوری باقی مانده است !
مع الوصف برای تعادل وجدان و وسوسه های نوشتن تصمیم گرفتم که وبلاگ جدیدی با همان دغدغه های قدیمی اما اینبار مصمم تر راه اندازی کنم.
نظرات و انتقادات شما بزرگوار را با تمام وجود پذیرایم
حدود یک سال می شود که وقت نکرده ام سراغ وبلاگ قدیمی ام(انتقاد...) بروم ،ناگفته نماند که آن وبلاگ ،گاه نوشته های دبیر سیاسی انجمن اسلامی (مستقل) بود و اکنون حقیردیگر دبیر سیاسی آن انجمن نیستم، هر چند که در طی یکسال فعالیت های سیاسی ام منقطع نبوده اند اما به جهت ماراتون طاقت فرسای آزمون کارشناسی ارشد عملا فرصت برخی فعالیت های جانبی مانند وب لاگ نویسی عملا فراهم نبود. البته عنایت به این نکته حایز اهمیت است که گهگاهی مطالبی هر چند پراکنده می نوشتم که به دلایلی یا خودم مزاج انتشار نداشتم یا آنکه متولیان امر درمواردی جرات انتشار نداشتند مانندمقاله " تبیین استراتژی کیهان در مواجهه با نامه دکتر محسن رضایی" که در آنجا به واکاوی سرمقاله توهین آمیز آقای شریعتمداری به دکتر رضایی پرداخته بودم که از سوی خبرگزاری محترم تابناک منتشر نشد!!! (البته در آینده شاید آنرا روی وبلاگم بگذارم)
آنچه گفته شد توام باتصنیف مهیب کج فهمی از نوشته هایم و دلایلی دیگر که مجال آن نیست همه وهمه حایلی شد برای عدم انتشار گاه نوشته های حقیر. اما گذار بر محکمه وجدان حکم ننوشتن را حرام اعلام کرد !!! به پیشنهاد پدر فاضل و بزرگوارم تصمیم بر انتشار یک هفته نامه و شاید روزنامه استانی گرفتم که هنوز در حد تئوری باقی مانده است !
مع الوصف برای تعادل وجدان و وسوسه های نوشتن تصمیم گرفتم که وبلاگ جدیدی با همان دغدغه های قدیمی اما اینبار مصمم تر راه اندازی کنم.
نظرات و انتقادات شما بزرگوار را با تمام وجود پذیرایم

سلام آقا مهدي
پاسخ دادنحذفياد حامد به خير
خوشحالم كه ميبينم دوباره به فضاي ارتباطات مجازي! برگشته اي. هر چند كه هيچ چيز به پاي ديدار و گفتگوي حضوري با شما نميرسد ولي همين هم براي ما محرومين فيض و سعادتي است كه شما را روي وبلاگ ببينيم.
ضمناً اين فكر روزنامه در حد تئوري هم براي شما خطرناك است. حيفيد كه با استعداد و پشتكاري كه داريد درگير كار انتشار روزنامه بشويد. روزنامه داستان پيچيده اي دارد. خواهش ميكنم از خطش بزنيد بيرون تا گرفتار نشده ايد! منظورم روزنامه است. ماهنامه و فصل نامه حكايت ديگري است. صراحت بيانم را بر من ببخشيد. حس رفاقت است و جسارت و پرحرفي... يا حق
به جای نظر
پاسخ دادنحذفسلام آقا مهدی عزیز؛
جناب آقای دیپلماسی، از شما بعید بود در سیاست دچار جزئی نگری شوید. از این همه موضوع کلان در سیاست از امنیت ملی و انرژی... به نامه به قول شما توهین آمیز بپردازید که اگر این گونه شد شما نباید لوگوی خود را به این شکل انتخاب می نمودیدو باید صحنه ای از نبردهای سیاسی قرن بیست و یکم میان حاج محسن و حاج حسین را بر صفحه ی وبلاگت حک می نمودی. به هر حال؛ امیدوارم در جنگ ارشدهای اقتصاد ایران هم، ارشد شوی.
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوست عزیزم حاج مهدی
پاسخ دادنحذفحضور شما را در فضای سایبری و احساس حرکت در این فضا را به فال نیک گرفته و برای شما آرزوی موفقیت و البته عاقبت به خیری می کنم.
گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تورا چه حاصل!!!
پاسخ دادنحذفsalam aghaye mansoori age mishe maghalehe dar morede keihan ro begzared ma ham bekhonim.
پاسخ دادنحذفسلام رفیق چه عجب ! ما بالاخره گل روی شما رو دیدیم( البته در فضای ساببری وگر نه طبق آخرین اطلاعات این ترم در دانشگاه دیده نشدی جز در دوران امتحانات) به هر حال ما که خبر داریم با کیا می پری ما رو هم در یاب حاجی ، راستی بر خلاف دکتر ناصری فکر می کنم در روزنامه می تونی موفق باشی البته اگه کتک نخوری مثل آقای پیام فضلی نژاد!!!
پاسخ دادنحذفدوست داریم به قول خودت در حد تیم ملی!!!
سلام بسیار خرسندم فرصت دیگری پیش امد تا اندیشه وتراوش ذهنی ات را در ووبلاگت انعکاس دهی پیشنهاد دارم اشعار ونوشته هایی که گه گدار در میان دفتر وکتاب هایت یافت میشود را در وبلاگت جای دهی بگذار لذت خواندنش برای همه باشد
پاسخ دادنحذفحاجی شما رشته ات چیه؟
پاسخ دادنحذف