اهمیت تأثیرگذاری جایگاه ریاست دانشگاه به عنوان دانشگاه مادر در جنوب شرق کشور و خوان گسترده ی اطراف آن زمینه را برای پوشش دو نوع برخورد چاپلوسانه و منافقانه (براندازانه) بر رفتار صادقانه مهیا ساخته است که هر دو رفتار مخرب بوده و در اداره صحیح و علمی دانشگاه به عنوان موانعی جدی طبقه بندی خواهند شد. در این میان آنچه به عنوان یک تکلیف بر عهده تشکل های دانشجویی است این می باشد که با تعقل جدی توأم با تقوا به بازکاوی جریان های مربوطه پرداخته و به دور از مصلحت گرایی کاذب از جنس منفعت طلبی یا ملعبه شدن در دست هر دو گروه ذکر شده حقیقت را قربانی پراگماتیسم ننمایند !
و اما در آستانه ی سی و پنجمین سالگرد تأسیس دانشگاه سیستان و بلوچستان شاهد انتشار مطلبی در بین دانشجویان بودیم که عنوان آن را رنج نامه ی دانشجویان دانشگاه س و ب نام نهاده بودند! که در انتهای آن هم مهر دو تشکل اصولگرای (!!!) جامعه ی اسلامی دانشجویان و انجمن اسلامی 58 دانشگاه سیستان و بلوچستان دیده می شد که تا وزارت علوم و خبرگزاری ها هم تسرّی یافت. رویکرد این بیانیه که تخطئه ریاست دانشگاه و نفی فعالیت های مسؤولین آن بوده است از نظر نگارنده به نوعی تکرار همان نامه به دور از انصاف دکترنصیری (معاون سابق دانشکده الهیات می باشد که طبق شنیده ها علاقه بسیاری به ریاست دانشکده داشتند که شرایط احراز پست مذکور را از نظر پروفسور اکبری نداشتند) و ادامه راه خبرگزاری زاهدان پرس در عناد با پرفسور اکبری است. اخبار بدست آمده از دبیر انجمن اسلامی 58 بیان می کند که اعتراض قرار بود به شکل دیگری انتشار یابد که علی الظاهر به صورت مرامی و بدون هماهنگی شورای مرکزی،دبیر انجمن مربوطه خودسرانه آن را مهر نمودند!!! به معنای واقعی غفلت صورت گرفته شد. و بعد از این اعتراف به اشتباه ِصورت گرفته بلافاصله بیانیه ای جهت عذرخواهی صادر نمودند!
البته با اطلاعاتی که از نشست های ایشان و دبیر سابق انجمن اسلامی با افراد مختلف چه درون دانشگاهی و چه برون دانشگاهی (من جمله نشست سال گذشته با آقای «س» در استانداری و طرح براندازی دکتراکبری) می توان تحلیل نمود که بیانیه ی ایشان حادث از بی اطلاعی نبوده است بلکه محصول رعب ایجاد شده در دل ایشان به دلیل حمایت محکم معاون محترم وزیر علوم بوده است! ضمن آنکه رضا نساجی زواره دبیر اسبق انجمن اسلامی 58 در انتخابات حامی اغتشاشگران بودند و دل خوشی هم از دکتر اکبری نداشتند (لابد به خاطر اینکه آقای دکتراکبری ایشان را به دلیل تحصن حذف ترم نکردند! و به ایشان در امر آموزشی کمک فراوان نمودند ...!!!). البته اگر می دانسند گفته می شود برخی از آقایان پشت صحنه این جریان در زمان اصلاحات در انجمن اسلامی شاخه تحکیم اروپا مشغول بوده اند و ممکن است کسی مانند دکتر معین قریب یک هفته شاهد مهمان نوازی آنها بوده باشد قطعا دقت بیشتری را مبذول می داشتند!!!
دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان با شناسایی این جریان مخالف ریاست پروفسور اکبری به ترغیب ایشان و مطالبه تایید مطالب رنج نامه در طول یا موازات اهداف افرادی مانند دکترنصیری و دکتر. ش در داخل دانشگاه و بعضی افراد استانداری در خارج دانشگاه پرداختکه هدف آقایان پشت صحنه برقراری مدیرت بومی (چه کارآمد-چه غیر کارآمد) جهت انتفاع شخصی و بهره برداری های قومی می باشد، این سطحی نگری یقینا ریشه در بحث استحاله در قدرت از جانب این آقایان دارد که منتهی به اغماض از پیشرفت و آینده مطلوب جامعه خود خواهد شد. آنچه از شنیدن مطالب خاطر انسان را می رنجاند این است که کسانی قائم بر این بی بصیرتی و کم تقوایی در حرکت اندکه آراء خود را منتسب به مقام معظم رهبری و گفتمان اصولگرایی می دانند و چنین کاری را عملاً و بالذات می توان تیشه ی درون گفتمانی نامید! و جالب تر اینکه همین آقایان در جلسه ی سی و پنجمین سالگرد تأسیس دانشگاه سیستان و بلوچستان با گوشی موبایل فرزندش برای معاون وزیر پیامی می فرستد که «برای یک ....خیلی هزینه می کنی!» این در حالی است که پروفسور اکبری اساساً یک انسان کاملاً علمی فارغ از هر گونه جزیی نگری سیاسی می باشند که در طول قریب 9 سال ریاست، عملکردی مبتنی بر اصالت جناحی از ایشان دیده نشده است. شاید که در طول این 9 سال درمواردی اندک به مدیریت ایشان نقد هایی وارد باشد اما سؤال اینجاست که آیا نمونه برآیند کار و تلاش های صادقانه ایشان در دانشگاهی در سطح منطقه یا کشور سراغ داریم؟ جالب تر اینکه با عنایت به این نکته که پروفسور اکبری دارای مدرک استاد تمامی در زمینه ی علم اقتصاد می باشند اما تا به حال حتی یکبار هم در مورد برنامه های اقتصادی دولت حتی در کلاس های درس نظر نداده اند! و با لطف و عنایت حضرت حق دانشگاه سیستان و بلوچستان با خدمات پروفسور اکبری آنقدر منحنی صعودی و پیشرفتی شگفت انگیز داشته است که رنج نامه ی تقریریافته، بیشتر از آنکه توهین به عملکرد ریاست دانشگاه باشد توهین به شعور دانشجو یان بوده است و سوءاستفاده ازنام تشکلی دینی. مع الوصف با اطلاع از این که آقایان جامعه اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان و انجمن اسلامی 58 جز خود دیگران را طفل ابجد خوان می خوانند اما حسب الامر تکلیف امر به معروف و نهی از منکر به آنان عرض میشود که این مِتُدِ ملعبه شدن توأم با بی بصیرتی ادامه راه پیشینِ بحران طیف علامه است که با جنبشی از نوع دانشجویی به معنای واقعی اجتماع نقضین است و به نوعی آغاز یک جنبش منفعت طلب . لذا از فردا انتظار میرود که به جای نشریه بصیرت، نشریه مصلحت را منتشر بفرمایند تا مشی دیگر برادارن ارزشی مانند بسیج دانشجویی در قیاسی مع الفارق با آنان میزان نگردد که مفروضات، ظاهری یکسان و قالبی متفاوت را خبر می دهد.
۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

سلام مهدی جان شهابم
پاسخ دادنحذفاینو بخون به هر روشی که بلدی توجیه کن !! به شدت در پی جوابم !!!
---------------------------
پروژه عسلویه ( پارس جنوبی ) برای اهل فکر و اندیشه جواب بسیاری از سوالهاست در دوره ی ریاست جمهوری قبلی با ورود شرکت های اروپایی و شرقی از جمله هیوندایی کره به منطقه ویژه منطقه عسلویه وارد مرحله جدید رشد اقتصادی شد این منطقه که دارای بافت اجتماعی خاص خود بود که از ترکیب دو نژاد ایرانی و عربی بود شاهد ورود چشم بادامی ها ی ژاپنی و کره ای و چشم آبی های اروپایی بودند این دو نژاد که دو فرهنگ و مذهب متفاوت نسبت به یکدیگر داشتند بصورت راویان این دو دوره که ملموس با آن دست به گریبان بودند در آمدند در دوره ی دولت قبلی با حضور کشورهای غربی و شرقی عسلویه با رشد اقتصادی مواجه شد و شهر کوچک عسلویه خود شاهد این مدعاست در این دوره فازهای گازی شروع به ساخت شدند...شرکتهای ایرانی و عوامل و کارگران از شهرهای مختلف برای کار به عسلویه می آمدند و آمار آن به هزاران نفر می رسید.. شرکتهای خارجی برای کارگران و پیمانکاران حقوقهای چند هزار دلاری با طبقه بندی کاری و وسایل رفاهی از جمله کمپ و غذا و وسایل ایاب ذهاب و تفریحی فراهم می کردند و عوامل و پیمانکاران حتی کارگران با رضایتی فرای رضایت کاری و حقوقی همیشگی مواجه بودند در شهر عسلویه رونقی حکم فرما شد جوانان بیکار به سر کار رفتند و ازدواج و رشد شهر از جوانب این واقعه اقتصادی بود از شهرهای اطراف برای کار به عسلویه می آمدند و آمار بیکاری در شهرهای اطراف پایین آمده بود طبق گفته ی مردم بومی عسلویه حقوق کارگران در عسلویه که توسط پیمانکاران خارجی پرداخت می شد برای کارگران رویایی بود و آنها در مواجه اولیه با این روند پرداخت حقوق و مزایا با تعجب و شگفتی مواجه می شدند نا دانسته از اینکه حقوق واقعی و بین المللی خود را دریافت می کنند.
این روند ادامه داشت تا اینکه دولت قبلی کار خود را به دولت فعلی داد و عسلویه وارد زندگی جدیدی شد این روند با اخراج شرکتهای خارجی و یا رفتن آنها به خاطر تحریم هایی که به خاطر سیاست های دولت وقت انجام شد وارد مرحله جدیدی شد هزاران هزار کارگر و مهندس و تکنسین بی کار شدند و روند ساخت و ساز و توسعه ی میدان های گازی متوقف و یا کند شد و چند شرکت داخلی که تجربه ی کمی در این زمینه داشتند جای آنها را گرفته و کارگران اندک باقی مانده با کاهش حقوق و دستمزد و به حداقل رسیدن امکانات رفاهی مواجه شدند ...سفره گازی که با کشور قطرمشترک بود تبدیل به سفره ای یک طرفه برای قطر و چند مقام خاص در ایران شد که برادران قطری در عوض خم کردن لوله گازی در این طرف خلیج فارس به این چند مقام پرداخت می کند ...عسلویه رونق و اقتصاد و پیشرفت خود را از دست داد و در مقابل پیشرفت شرکتهای قطری پیشرفت آن به یک دهم رسید ..بی کاری و اعتیاد و عدم توانایی ازدواج نتیجه ی روند تغییر قدرت در ایران و روی کار آمدن دولتی بود که پیرو شعار 32 ساله هستند پیرو شعاری که میگوید :..... با تمام دنیا خواهیم جنگید اگر آنها حرف ما را قبول نکنند.... وقتی می اندیشیم به حرکت 57 و شعار جنگیدن با تمام دنیا و اینکه همیشه حق با ماست و ما نمایندگان خدا در روی زمین هستیم از دست دادن دریای خزر به خاک و خون کشیدن جوانان مردم و قسمتی از شهرهای غربی تحریم های بیشمار که این چند ساله بر پیکر مردم وارد شده و مردم ایران را دچار بیماری های روحی و روانی و جسمی کرده به عینه در عسلویه دیده می شد که خارجی ها از شرکت ها و پیمانکاران داخلی انسان دوست تر و بشردوست تر بودند و ما تاوان اعمال خود را که پشتیبانی از این حرکت 32 است می دهیم ....تاوان اعمال خود را میدهیم......آنهایی که در عسلویه کار می کنند دیدند که خارجی ستیزی یک شعار پوچ است و آنها و قوانین شان بشردوستانه تر است و حرکت 32 برای حفظ حکومت خود و چپاول بیشتر مردم ووطنمان ایران این توهمات را در بین مردم دامن می زنند و مردم با ترس خود این روند را پذیرفته اند و به این تباهی رسیده اند....
غروب آفتاب نزدیک است و من صبح را دوست دارم....